ابراهیم
تو
ابراهیم بودی
یا دلِ من بت بود
که شکستنش
عادتت شد
"اشغالگر"
آرزو
اگر پینوکیو می دانست
پدر ژپتویی که او را ساخت
از آدم ها خسته بود
هیچگاه
آرزو نمی کرد
آدم شود
"اشغالگر"
نداشتن
می دانم
به گور می برم
آرزویِ داشتنتی که
نداشتمش
"اشغالگر"
اپرا
هر شب
اپرای گریه هاست
در چشم هایم
وقتی
هرگز ندارمت
"اشغالگر"
جا مانده
چشم هایم اینجایند
می بینند
ولی
جا مانده است
نگاهم
در نگاهت
"اشغالگر"
کلاغ ها
کلاغِ قصه ام را
به خانه اش برسانید
قصه نبودنت
سرِ دراز دارد
"اشغالگر"
صبح
از شب های بی مهتاب نیز
تاریک تر است
روشنیِ روزی که
تو را
در آن نداشته باشم
"اشغالگر"
حجاب
تو
تنها نامحرم دنیایی
که حتی خدا هم
دوست دارد
موهایت را ببیند
"اشغالگر"
پینوکیو
پینوکیو
می خواهم عروسکی چوبی شوم
تَن ها قلب ندارند
نمی دانند احساس چیست
"اشغالگر"
سفر
من به سفر می روم
که تو را ببینم
تو به سفر می روی
که مرا نبینی
عجب درد مشترکیست
سفر
"اشغالگر"
شبیه
تو
شبیه ترین ضمیر
به خدایی
وقتی
با این همه خواستن
فقط سکوت میکنی
"اشغالگر"
سقوط
مرا به مقصدم می رساند
هواپیمایی
که رو به سقوط پرواز میکند
"اشغالگر"
چشمانت
دوزخ
چشمانِ توست
وقتی
مرا
مردد می کند
بین رفتن و ماندن
"اشغالگر"
ترافیک
مهم نیست
ثانیه شمارِ چراغ قرمزِ
خیابان های تهران
چه عددی را نشان می دهد
وقتی که
من سالهاست
پشت ترافیکِ دلت مانده ام
"اشغالگر"
توحش چشمانت
توحش پلنگِ چشمانت
رم می دهد
آهوی بی پناهِ دلم را
"اشغالگر"
دور و نزدیک
تو
گاهی دور می شودی
و گاهی نزدیک
ولی
نه دور می شود
نه نزدیک
دلتنگیِ ثابت دلم
"اشغالگر"
باد و نسیم
باد باشد
یا نسیم
فرقی ندارد
وقتی قرار است
هر چه بادا باد
"اشغالگر"
قطعنامه
دلت
با کدام قدرت جهانی بود
که قطعنامه عشقم را
در شورای امنیت دلت
وتو کردی
"اشغالگر"
راه ها
جاده ها دروغ می گویند
رسیدنی در کار نیست
وقتی
مقصد تو باشی
"اشغالگر"
بیابانم
تو
خوش
به شلوغیِ
ماهیانِ دریایت باش
من
به خلوتیِ
بیابانِ تنهایی ام
دلخوشم
"اشغالگر"
آن راه
خوش بحال آن راه
که هر وقت
مرا می بینی
خودت را به او می زنی
"اشغالگر"
واژه هایت
واژه هایت را
بردار
و برو
می خواهم
همیشه من
برایت
شما بماند
"اشغالگر"
گشت ارشاد
اگر وجدانت
گشت ارشاد بود
هر شب
تو را
به جرم بی وفایی
به ونِ تنهایی
راهنمایی می کرد
"اشغالگر"
باران می بارد
دلِ آسمان گرفته بود
ابر آمد و او را بغل کرد
خورشید بغضش ترکید
و خدا گریه اش گرفت
"اشغالگر"
شخص مفرد
تعدادش مهم نیست
وقتی
ضمیرِ شخص
همیشه مفرد باشد
"اشغالگر"
آب و هوا
آب و هوا
که با هم خوب شوند
با من بد می شوند
وقتی
آبی که پشت سرت می ریختم
هوای رفتن را
از سرت
نیانداخت
"اشغالگر"
خدا و خودش
می گویند
خودت نیستی
ولی خدایت که هست
کاش می دانستد
تو و خدایت
هیچکدام با من نبودید
"اشغالگر"
اشغال شدم
دلم
نه بیت المقدسی داشت
نه نفت وگازی
نه طلایی
و نه حتی ثروتی
مانده ام که چرا اشغال شد
"اشغالگر"
دلتنگی باران
همیشه
وقتی دلتنگ می شوم
باران می بارد
بگذار اینبار
باران دلتنگ شود
و من ببارم
"اشغالگر"
آفریقا
تنِ گرمِ آفریقا
از داغیِ نبودنت می سوزد
فقط آفریقاست
که می داند
من چه می کشم
"اشغالگر"
عصر ارتباطات
صداهایمان
نزدیکند
ولی
دلهایمان
چه دور
این است
هنرِ عصرِ ارتباطات
"اشغالگر"
جاده
فرقی نمیکند
موازی باشد
یا مارپیچ
و یا گاهی مستقیم
جاده ای که زیر پایت
می خواهد
تو را از من دور کند
"اشغالگر"
تنها پیر می شوم
خیالت آسوده
پای کسی در میان نیست
من
سالهاست
که تنها پیر می شوم
"اشغالگر"
قطب
خط استوا با آن همه گرمی
گاهی
به سردی یک قطب می شود
وقتی که تو
در آنجا
مرا
غریبانه نگاه می کنی
"اشغالگر"
جهت ها
مهم نیست
جهت
شرق باشد
یا غرب
شمال باشد یا جنوب
بی تو دلم
همیشه
به سمتِ جنوب می رود
"اشغالگر"
سفر
سفری
که مرا
به تو نرساند
بخیر نمی گذرد
"اشغالگر"
مغرور
بی شک
تو
مغرور ترین ضمیر دنیاست
"اشغالگر"
فیلتر
هزار بار هم
که دلم را
رفرش کنم
باز نمی شود
فیلتر دلتنگی دلم
"اشغالگر"
قطار
قطارِ روی ریل
راهت را برو
دستی برایت تکان نمی دهم
دیگر
مسافری ندارم
که منتظرش باشم
"اشغالگر"
روزنامه ها
روزنامه های صبح
نوشته اند
که عصر می آیی
و روزنامه های عصر نوشته اند
تو صبح می آیی
خودت بگو
کی منتظرت باشم
"اشغالگر"
پیاده رو
اینجا
پیاده روها
عابر ندارند
بیا
من و تو
حتی برای لحظه ای
عابرِ همه پیاده روهای
خلوتِ این شهر باشیم
"اشغالگر"
دوست می دارم
من
تو را
مثلِ نخل ها
مانند قلیه
مثل خرما
چون آفتاب سوزان
مانند شرجی
به اندازه بوشهر
دوست می دارم
"اشغالگر"
ابری
بی تو
هفت آسمانِ دلم
همیشه ابریست
"اشغالگر"
استوا
من با تو
مانند استوا گرمم
و تو با من
مانند قطب سردی
"اشغالگر"
هیزم تَر
کاش می دانستم
روزی او
هیزم تری میشود
برای
سرد کردن
آتش عشقمان
"اشغالگر"
معاد
روز معاد
همان روزِ میعادمان می شود
اگر
تو را
آنجا ببینم
"اشغالگر"
ریال
دلار یا یورو
فرقی ندارد
بی تو
همیشه
ریالی تنهایم
"اشغالگر"
سیاه چاله
سیاهی چشمانت
چون یک سیاه چاله فضایی
می بلعند
همه احساسِ قلبم را
"اشغالگر"
باران یا اشک
باران که می بارد
فرقی ندارد
چتر داشته باشم یا نه
خیس می شوم
یا از باران
یا از اشک
"اشغالگر"
جا
"ما"
ضمیری ست
که من
هیچ جایی
در آن نداشتم
"اشغالگر"
آخرین نگاه
تلخ ترین خاطره فرهاد
آخرین نگاهِ شیرین بود
"اشغالگر"
ابری
ابری نمی شوم
بارانی ام نباش
"اشغالگر"
فصل ها
بی تو
فصل ها
فصل نیستند
یک بازیِ ساده اند
بینِ دماسنج ها
"اشغالگر"
از کجا می دانستم
نه تانک داشتی
نه موشک
فقط یک دوستت دارم داشتی
از کجا باید می دانستم
که تو
یک اِشغالگری
"اشغالگر"
آلزایمر
حتی
آلزایمر نیز
نمی تواند
نقشِ تو را
از خیالم
پاک کند
"اشغالگر"
کودک دورن
کودک درونِ دلم را
می ترساند
لرزش های گاه و بی گاهِ
خاطراتت
"اشغالگر"
دردِ دوری
بودنت
دردِ دوری را
دردناک می کند
وقتی
سهمِ دیگران باشد
"اشغالگر"
خدای بخشنده
می گویند
خدا بخشنده است
ولی
چرا
تو را
به دیگری بخشید
"اشغالگر"
موازی
میان این همه خط موازی
بیا و یک خط متقاطع باش
قطع کن
عادت همه نرسیدن های موازی را
"اشغالگر"
سیاره
دنیایی
که تو را نداشته باشد
می شود خالی از سکنه
مانند آن سیاره ای که حیات ندارد
"اشغالگر"
قیامت
می گویند روزی قیامت می شود
ولی
بی تو
هر روز
دلم
قیامت می کند
"اشغالگر"
تلخ
تلخ می کرد
کام فرهاد را
عشق شیرین
"اشغالگر"
سهم من
میان این همه دلتنگی
هیچوقت
دلی
برایم تنگ نشد
"اشغالگر"
مقیاس
دوست داشتنم را
اندازه ای نیست
مقیاس ها نمیدانند
عشق یعنی چه
"اشغالگر"
مجازی
در این دنیای مجازی
تنها واقعیت موجود
عشقی بود
که به تو داشتم
"اشغالگر"
من تنها
می گویند خدا تنهاست
ولی
تنهاتر از خدا
من هستم
که نه اویی دارم
و نه تویی
"اشغالگر"
فرق
همیشه ها
با هم فرق می کنند
همیشه ای که قرار بود
با هم بمانیم
و همیشه ای که
مرا تا رسیدنش به خدایم سپردی
"اشغالگر"
بارانِ خیس
بعد از تو
دیگر مهم نیست
باران ببارد یا نبارد
دنیای چشم هایم
بی تو
تا ابد خیس می ماند
"اشغالگر"
خانه خدا
می گویند
قلبِ شکسته
خانه خداست
خدایا
خانه هایت زیادند
ولی هیچکدامشان
آباد نیست
"اشغالگر"
ستاره
ستاره ات
درخشان باد
چشمک بزن
اِی ستاره معشوقِ من
"اشغالگر"
ناو
در این خلیجِ بی کسی
دیگر
نیازی به ناوِ جنگیِ رفتنت نبود
از آن همه دل که به تو دادم
جز تخته پاره ای تنها
چیزی باقی نمانده
"اشغالگر"
غنی تر
روز به روز
غنی تر می کنی
اورانیومِ دلتنگیِ دلم را
دیگر
سانترفیوژِِ دلم
تحمل این همه دلتنگیِ ندارد
"اشغالگر"
تنگه هرمز
حتی اگر
تنگه هرمز خاطراتت را ببندی
باز هم
کشتی بی ناخدای دلتنگی ام
از آن عبور میکند
"اشغالگر"
زلزله
مهم نیست
چند ریشتر باشد
و یا
مرکزش کجا باشد
وقتی
زلزله چشمانت
دلم را
ویران کرد
"اشغالگر"
کشتار جمعی
رفتنت
یک نسل کشیِ ضد عاشقی است
وقتی
نسلِ همه آرزوهایم را
یک به یک می کشد
"اشغالگر"
درختِ دلتنگی
دلتنگی یعنی
تک درختی
باقی مانده
از یک جنگل
"اشغالگر"
سرطان عشق
رفتنت
سرطان خوش خیم عشقت را
در دلم
بدخیم میکند
"اشغالگر"
قرار
خدایا
قرار بود
ما را به زمین تبعید کنی
ولی اگر اینجا زمین است
پس جهنم کجاست
"اشغالگر"
سیب
خدایا
کاش
همانقدر
ما را دوست می داشتی
که سیب هایت را
"اشغالگر"
تنهاتر از خدا
و تنهاتر از خدا
احساسِ من بود
که در قلبت
تنها ماند
"اشغالگر"
پرچم
پرچمت
افراشته
بر دیوارِ کوتاه دلم
سرت را بالاتر بگیر معشوقِ من
"اشغالگر"
نامِ تو
مردمِ مصر، تونس، لیبی
مردمِ وال استریت
همه نام تو را صدا می زنند
من دیوانه شده ام
یا آنها عاشقِ تو شده اند
"اشغالگر"
مصلحتی
دروغهایت
طعم مصلحتی می دادند
وقتی
دم از دوست داشتنم می زدی
"اشغالگر"
رگ گردن
می گویند
از رگِ گردن نزدیکتر است
خدایی که تو را از من دور کرد
"اشغالگر"
باران
باران، نمک می شود
وقتی
می پاشد
بر زخمِ دلم
"اشغالگر"
شورش
پلیس ضد شورشی را
توانِ مقاومت نیست
وقتی
خاطره هایت
در دلم شورش می کنند
"اشغالگر"
امنیت
تهران
امنیت ندارد
وقتی
آغوشت را ندارم
"اشغالگر"
پرچم
تنهایی یعنی
یک اطاقِ هتل، که دو تخت دارد
ولی آنرا
برایت
یک تخت حساب کنند
"اشغالگر"
کلاس زبان
مهم نیست
کدام زبان را می خوانی
وقتی
زبان عشق را نمی دانی
"اشغالگر"
شروه
جنوبی باشی
و یک غروبِ سرخ
و یک خلیج به عظمت فارس
ولی دلتنگ باشی
آنگاه شروه خودش می خواند
"اشغالگر"
دو استکان چایی
تنهایی یعنی
دو استکان چایی داغ می ریزم
ولی
یک استکان چایی
همیشه سرد می شود
"اشغالگر"
گلو درد
دکتر جان
اینقدر برایم
شربت گلو درد
تجویز نکن
آنچه را که در گلویم میبینی
چرک نیست
بغضِ یک عمر تنها زیستن است
"اشغالگر"
میدان عشق
بزرگترین میدانِ عشقیِ جهان
یک میدانِ عاشقیِ مشترک ست
که شیب اش
همیشه سمتِ توست
"اشغالگر"
خدای تنهای من
خدایِ من
من هم
مانندِ تو
لَم یَلِد وَ لَم یولَد
چقدر ما تنهاییم
"اشغالگر"
حجاب
حجابِ چشماهایت را
رعایت کن
آتشم می زند
نگاهت
"اشغالگر"
بر می گردند
می گویی
"إنا لله وإنا إليه راجعون"
خوشا به حالت خدا
که به سویت بر می گردند
"اشغالگر"
از دل نمی روی
از دل نمی روی
ای آنکه از دنیایم رفتی
"اشغالگر"
بی وفا
میان همه ضمیر ها
"تو"
بی وفاترین ضمیرِ دنیایی
"اشغالگر"
گوگل ارث
گوگل ارث
را دوست دارم
وقتی
مرا
به آسمان شهرِ تو می آورد
"اشغالگر"
یاد
یادِ تو
مثل یک نسیم است
که می وزد
در نهالستانِ دلم
"اشغالگر"
اشغال شده
فرقی نمی کند
افغانستان باشم
یا فلسطین
یا عراق
و یا هر سرزمین
اشغال شده دیگر
وقتی
سرزمین دلم در اشغالِ توست
"اشغالگر"
هم نفس
وقتي هم نفسي نيست
نفس کشيدن را چه سود
"اشغالگر"
مصنوعی
لبخندهای من
بی تو
لبخند نیستند
حرکتی ست
مصنوعی
مثلِ دندان های پدر بزرگم
"اشغالگر"
پاناروما
یک تصویر پاناروما
از تو
حتی در خیال
مرا دوباره عاشقت می کند
"اشغالگر"
درخت سیب
همه دنیا هم درخت سیب باشد
باز من تنهایم
نه شیطانی ست که فریبم دهد
و نه حوایی که سیب بچیند
"اشغالگر"
دو روز
دنیا دو روز دارد
یک روزش را
من نیستم
و روز دیگرش را تو
"اشغالگر"
دوری و دوستی
می گویند "دوری و دوستی"
اما تو نه دوری
و نه دوستی
"اشغالگر"
باران یا برف
باران یا برف
فرقی ندارد
بی تو
همیشه هوایم می گیرد
"اشغالگر"
مسیح
ای مسیح احساسم
تو عیسایی در دلم
وقتی دلِ مرده ام را
با مسحِ نگاهی
زنده می کنی
"اشغالگر"
من و تو
من و تو
هر دو
دو حرف داریم
ولی
من کجا و تو کجا
"اشغالگر"
اکسیژن
دور زندگی را خط می کشم
حالا سهم من از اکسیژن هوا
برای تو
جای هر دویمان
زندگی کن
"اشغالگر"
خدای بی ما
خدا اگر با ما بود
هیچگاه
روزی نمی رسید
که من تو را
به او بسپارم
"اشغالگر"
نمودار حیات
اگرچه زمین کروی ست
ولی حیاتِ آن
یک منحنی سینوسی ست
که آغازِ آن گوشه لبخندِ توست
و پایانِ آن ترک های قلبِ من
"اشغالگر"
جهان سوم عشق
من جهان سومِ عشقم
وقتی از همه داشتنی های دنیا
سهمِ من
نداشتنت، نبودنت
می شود
"اشغالگر"
لیبی
قلبِ تو
سرزمینِ لیبی بود
یا عشق من
شبیهِ قذافی
که اینگونه آن را از دلت راندی
"اشغالگر"
نسبتت با آتش
نبودنت
چه نسبتی با آتش دارد
که بدونِ حضورِ شعله ای
دلم را می سوزاند...
"اشغالگر"
بتهون
بنواز
بتهونِ دلم
سمفونیِ نبودن کسی را
که یک عمر
از غم نبودنش
نواختم..
"اشغالگر"
آنالوگ یا دیجیتال
فرقی نمی کند
تلویزیون
آنالوگ باشد
یا دیجیتال
وقتی
شبکه هایش
نشانی از تو ندارد...
"اشغالگر"
تلخ
تلخ شده اند
نوشته هایم
از وقتی که
قندهایت را
در دلِ دیگری
آب می کنی
"اشغالگر"
یلدا
یلدا
آخرین شبِ
اخرین برگِ
یک درختِ پاییزی ست
سپیده فردا که بدمد
دیگر او نیست
"اشغالگر"
ایل
بختیاری باشی
یا قشقایی
تفاوتی ندارد
وقتی
دلتنگی بیاید
ولی ایل نباشد
"اشغالگر"
خنجر
خنجر کاره ای نبود
دست های تو بودنت
در پشت آن همه
از پشت زدن ها
"اشغالگر"
دربی
در دربی بزرگِ شهر عشق
تو نگاه می کنی
و من دل می بازم
"اشغالگر"
شکسپیر
شکسپیر
اگر تو را می شناخت
بی گمان
نمایشنامه هایش را
به نام تو می نوشت
"اشغالگر"
استعمارگر
استعمارگر
پیر باشد
یا جوان
فرقی نمی کند
وقتی استعمارگر تو باشی
و مستعمره ات
قلبِ من
"اشغالگر"
چراغ قرمز
خودروها
بی جهت بوق می زنند
حتی اگر همه چراغ های قرمز دنیا
سبز شوند
من از جایم تکان نمی خورم
تا چراغ های دلت
به رویم قرمز است
"اشغالگر"
معادله حالت
معادله حالت چشمانت
مجهولی ست
که هیچ ریاضیدانی را
یارای دانستنش نیست
"اشغالگر"